أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
51
آثار الباقيه ( فارسى )
تاريخ معتضدى پس از اين تاريخ ، تاريخ احمد بن طلحه امير المؤمنين معتضد باللّه عباسى است و اين تاريخ به ساليان رومى و ماههاى فارسى است ولى به مأخذ ديگر و اين تاريخ در هر چهار يك روز كبيسه مىشود . سبب وضع اين تاريخ چنان كه ابو بكر صولى در كتاب اوراق مىگويد و حمزة بن حسن اصفهانى در رسالهى خود كه در اشعار مشهور در نيروز و مهرگان نوشته چنين مىگويد كه متوكل عباسى در شكارگاه مشغول گردش بود ناگاه به كشتزارى رسيد كه هنوز خوشههاى آن نرسيده بود و موقع درو نشده بود و گفت عبيد اللّه بن يحيى از من اجازه خواست كه از مردم ماليات و خراج بستاند با آنكه هنوز حاصل بدست نيامده و غله سبز است و مردم از كجا بياورند كه تا بما خراج دهند در پاسخ عرضه داشتند كه اين كار زيانهاى فراوان به مردم وارد ساخته و رعايا دسترنج خود را پيشفروش مىنمايند تا خراج ديوان را پرداخت نمايند و برخى همچون از پرداخت ماليات ناتوان هستند از وطن مادرزاد خود كوچ مىكنند و مردم از اين كار بسيار شكايت دارند . متوكل گفت آيا اين كار در عهد من شد يا آنكه پيش از من هم بوده ؟ گفتند كه اين كار از عادات پادشاهان ايران است كه در اوايل نوروز از رعاياى خود خراج مىستاندند و پادشاهان ايران در اين كار پيشرو و سرمشق ملوك عرب شدند . متوكل چون اين پاسخ را شنيد بفرمود تا مؤبد را حاضر كردند و به مؤبد گفت كه در اين مسئله بسيار گفتگو شده من هم نمىتوانم از رسوم و عادات پادشاهان ايران پا بيرون نهم و با آنكه پادشاهان ايران مردمى با محبت و رعيتپرور بودند و به عدل مشهور جهانيان و همواره به كار مردم نظر داشتند چرا در اول نوروز كه هنوز خرمن بدست نيامده از رعاياى خود خراج مىگرفتند ؟ مؤبد عرضه داشت هرچند پادشاهان ايران هنگام نوروز از رعيت خراج مىخواستند ولى نوروز هنگامى فرامىرسيد كه غلات بدست آمده بود .